آهخته/'āhexte/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبرکشیده؛ برآورده؛ آهیخته؛ آخته: ◻︎ غمزهٴ ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ / زلف جانان از برای صید دل گسترده دام (حافظ: ۶۲۲).