26 فرهنگ

آمیغدن

/'āmiqdan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

آمیختن؛ آمیزیدن؛ در هم کردن؛ مخلوط کردن: ◻︎ میامیغ با راستی کج‌روی / کهن‌چیز باشد پدید از نوی (فردوسی: لغت‌نامه: آمیغدن).