26 فرهنگ

آغازیدن

/'āqāzidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

آغاز کردن؛ آغاز نهادن؛ شروع کردن؛ از سر گرفتن: ◻︎ همه فرجام‌هات معدوم است / محکم آغاز هرچه آغازی (ابوالفرج رونی: ۱۴۲)، ◻︎ که جز مرگ را کس ز مادر نزاد / ز کسری بیاغاز تا نوش‌زاد (فردوسی: ۷/۱۵۱)، ◻︎ چون سماع آمد ز اول تا کران / مطرب آغازید یک ضرب گران (مولوی: ۲۱۴).