آرایش
/'ārāyeš/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. زیب و زینت؛ زیور.
۲. زینت دادن.
۳. آراستن صورت با مواد مخصوص، مانند کِرم؛ بزک.
۴. نظموترتیب؛ نوع چیدن و منظم کردن.
۵. [قدیمی] قانون؛ قاعده؛ رسم.
〈 آرایش خورشید: (موسیقی) [قدیمی] از الحان سیگانۀ باربد: ◻︎ چو زد ز آرایش خورشید راهی / در آرایش بُدی خورشید ماهی (نظامی۱۴: ۱۸۰).
۲. زینت دادن.
۳. آراستن صورت با مواد مخصوص، مانند کِرم؛ بزک.
۴. نظموترتیب؛ نوع چیدن و منظم کردن.
۵. [قدیمی] قانون؛ قاعده؛ رسم.
〈 آرایش خورشید: (موسیقی) [قدیمی] از الحان سیگانۀ باربد: ◻︎ چو زد ز آرایش خورشید راهی / در آرایش بُدی خورشید ماهی (نظامی۱۴: ۱۸۰).