26 فرهنگ

آذرگون

/'āzargun/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. (زیست‌شناسی) = شقایق: ◻︎ تا همی سرخ بُوَد آذرگون / تا همی سبز بُوَد سیسنبر (فرخی: ۱۳۹)، ◻︎ به هم بودند آنجا ویس و رامین / چو در یک باغ آذرگون و نسرین (فخرالدین‌اسعد: ۴۹).
۲. (زیست‌شناسی) = همیشه‌بهار
۳. (صفت) [قدیمی] به رنگ آتش؛ آذرفام؛ سرخ‌رنگ.