26 فرهنگ

گزین

/gozin/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. = گزیدن
۲. گزیننده (در ترکیب با کلمه دیگر): خلوت‌گزین، عشرت‌گزین.
۳. گزیده؛ انتخاب‌شده.
⟨ گزین ‌کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] انتخاب ‌کردن؛ برگزیدن.