26 فرهنگ

گروگان

/gero[w]gān/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. گروکردنی.
۲. گرو‌شده؛ چیزی که به‌گرو گذارده‌ شده.
⟨ گروگان دادن: (مصدر متعدی) کسی یا چیزی را به‌ عنوان گرو به ‌کسی سپردن.
⟨ گروگان گرفتن: (مصدر متعدی) چیزی یا کسی را به‌عنوان گرو گرفتن تا آنچه می‌خواهند دریافت کنند.