26 فرهنگ

گرد

/gard/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. = گردیدن
۲. گردنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): جهان‌گرد، بیابان‌گرد، دوره‌گرد، ولگرد.