26 فرهنگ

چفده

/čafde/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

چفته؛ خمیده؛ خم‌شده: ◻︎ یکی چون درختی بهی چفده از بر / یکی گردنی چون سپیدار دارد (ناصرخسرو: ۳۷۶).