26 فرهنگ

پاداش

/pādāš/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. مزد.
۲. سزای عمل، خواه نیک خواه بد؛ سزا؛ جزا: ◻︎ درستش شد که هرچ او کرد بد کرد / پدر پاداش او بر جای خود کرد (نظامی۲: ۱۲۶).