ترجمه مقالهسوشال تریدینگ

پابه پا

فرهنگ فارسی عمید

۱. قدم‌به‌قدم.
۲. [مجاز] برابر.
۳. [مجاز] همراه.
⟨ پابه‌پا بردن: (مصدر متعدی) دست کسی را گرفتن و او را با خود راه بردن.
⟨ پابه‌پا کردن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. این‌پا و آن‌پا کردن.
۲. [مجاز] مسامحه کردن.
۳. [مجاز] مردد بودن؛ درنگ کردن در کاری یا رفتن به طرفی.
۴. (مصدر متعدی) (حسابداری) قرض و طلب خود را با دیگری برابر ساختن و طلب او را بابت طلب خود قبول کردن؛ تهاتر.
ترجمه مقالهسوشال تریدینگ