26 فرهنگ

وانگاه

/vāngāh/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. آن زمان؛ آن وقت.
۲. با وجود این: ◻︎ افسر خاقان وانگاه سر خاک‌آلود / خیمهٴ سلطان وانگاه فضای درویش (سعدی۳: ۷۳۸).