نیو/niv/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جوان.۲. دلیر؛ پهلوان: ◻︎ به مستی چنین گفت یک روز گیو / به رستم که ای نامبردار نیو (فردوسی: ۲/۱۰۴).