26 فرهنگ

لوچ

/luč/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کسی که چشمش پیچیده باشد؛ چپ‌چشم؛ چشم‌گشته؛ کج‌چشم؛ احول؛ کلاج: ◻︎ خویشتن را بزرگ پنداری / راست گفتند یک دو بیند لوچ (سعدی: ۱۷۸).