26 فرهنگ

لوش

/luš/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کسی که دهانش کج باشد؛ کج‌دهان: ◻︎ زن چو این بشنید، پس خاموش بود / کفشگر کانا و مردی لوش بود (طیان: شاعران بی‌دیوان: ۳۱۴).
۲. جذامی.