26 فرهنگ

فروغ

/foruq/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. روشنی؛ پرتو.
۲. [مجاز] رونق؛ جذابیت: ◻︎ ای فروغ ماه ‌حسن از روی رخشان شما / آبروی خوبی از چاه زنخدان شما (حافظ: ۴۰).