26 فرهنگ

غلاف

/qe(a)lāf/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

آنچه چیزی در آن جا بگیرد و پوشیده شود؛ پوشش؛ پوشینه؛ پوشش چیزی، مثل جلد کتاب و نیام شمشیر: ◻︎ یک نفس آن تیغ برآر از غلاف/ چند خلافش کنی ای برخلاف (نظامی۱: ۸۰).
⟨ غلاف رفتن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] =⟨ غلاف کردن
⟨ غلاف ‌کردن: (مصدر متعدی)
۱. در غلاف گذاشتن؛ در نیام کردن شمشیر.
۲. (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] کوتاه آمدن در برابر شخص قوی