26 فرهنگ

علاف

/'allāf/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. [عامیانه، مجاز] سرگردان و بیکار.
۲. (اسم، صفت) علف‌فروش؛ علوفه‌فروش؛ کسی که کاه، جو، گندم، زغال، و هیزم می‌فروشد.