عزم/'azm/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. اراده؛ قصد؛ آهنگ.۲. ثبات و پایداری در کاری که اراده شده.〈 عزم کردن: (مصدر لازم) قصد کردن؛ آهنگ کردن.