26 فرهنگ

صیقلی

/seyqali/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. زدوده؛ جلایافته.
۲. (اسم، صفت نسبی) [قدیمی] کسی که زنگ فلز یا آینه را می‌زداید؛ صیقل؛ صیقل‌گر.