26 فرهنگ

صبح

/sobh/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

بامداد؛ بامدادان؛ اول روز؛ صبحگاه؛ صبحگاهان؛ صبحدم.
⟨ صبح پسین: [قدیمی] = ⟨ صبح صادق
⟨ صبح سعادت: [قدیمی، مجاز] آغاز خوشبختی.
⟨ صبح کاذب (دروغین، اول، نخستین): اولین روشنایی روز پیش از صبح صادق؛ دم گرگ: ◻︎ صبح کاذب زند از صدق نفس / نور او یک دو نفس باشد و بس (جامی۴: ۶۵۲).
⟨ صبح صادق (دوم، پسین): هنگامی که روشنایی روز آشکار می‌شود؛ فجر دوم: ◻︎ چو صبح صادق آمد راست‌گفتار / جهان در زر گرفتش محتشم‌وار (نظامی۲: ۱۱۷).