26 فرهنگ

سرکش

/sarke(a)š/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. [مجاز] گردنکش؛ یاغی؛ نافرمان.
۲. [قدیمی، مجاز] توانا؛ قوی؛ زورمند: ◻︎ منم سرکشی گفت از ایران‌سپاه / چو شب تیره شد بازماندم ز شاه (فردوسی: ۶/۴۲۶).
۳. [قدیمی، مجاز] سرافراز.