زمزمه/zemzeme/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ترنم کردن؛ آواز خواندن یا دعا خواندن آهسته.۲. سخنگفتن زیر لب.۳. (اسم) [مجاز] شایعه.۴. (اسم) [قدیمی، مجاز] سرّ؛ راز.