26 فرهنگ

رفاه

/refāh/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. فراخ شدن و آسان شدن زندگی.
۲. فراخ‌عیشی؛ تن‌آسانی؛ آسودگی؛ رفاهت.