دیولاخ
/divlāx/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. دیوگاه؛ جای دیوان.
۲. بیابان وسیع و هولناک و دور از آبادی: ◻︎ در تف این بادیهٴ دیولاخ / خانهٴ دل تنگ و غم دل فراخ (نظامی۱: ۶۷).
۲. بیابان وسیع و هولناک و دور از آبادی: ◻︎ در تف این بادیهٴ دیولاخ / خانهٴ دل تنگ و غم دل فراخ (نظامی۱: ۶۷).