داغی
/dāqi/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. [عامیانه] داغ بودن.
۲. (اسم) [عامیانه] قطعۀ کهنه و فرسوده.
۳. (صفت نسبی، منسوب به داغ) [قدیمی] دارای داغ (حیوان).
۲. (اسم) [عامیانه] قطعۀ کهنه و فرسوده.
۳. (صفت نسبی، منسوب به داغ) [قدیمی] دارای داغ (حیوان).