خشن
/xašen/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. [مجاز] فاقد نرمش و مهربانی؛ تندخو: نگاه خشن.
۲. [مجاز] فاقد لطافت یا ظرافت؛ زمخت: صدای خشن.
۳. [مقابلِ نرم] زبر؛ ناهموار: پوست خشن.
۲. [مجاز] فاقد لطافت یا ظرافت؛ زمخت: صدای خشن.
۳. [مقابلِ نرم] زبر؛ ناهموار: پوست خشن.