26 فرهنگ

خامه

/xāme/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. چربی شیر خام که به‌طور طبیعی یا با ماشین خامهگیری از شیر می‌گیرند.
۲. قلم.
۳. (زیست‌شناسی) بخشی از مادگی گل که میان کلاله و تخمدان قرار دارد.
۴. نخ ابریشمی.
۵. [قدیمی] توده: ◻︎ تا هست خامه‌خامه به هر بادیه ز ریگ / و ز باد غیبه‌غیبه بر او نقش بی‌شمار (عسجدی: ۴۵): ◻︎ نشسته به صد خشم بر «خامهای» / گرفته در انگشت خود خامهای (ابوشکور بلخی: شاعران بی‌دیوان: ۱۰۶).