جوین
/jovin/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. چیزی که از جو تهیه شده باشد.
۲. (اسم) نان جو؛ جوینه: ◻︎ جوینی که از سعی بازو خورم / بِه از میده بر خوان اهل کرم (سعدی۱: ۱۴۹).
۲. (اسم) نان جو؛ جوینه: ◻︎ جوینی که از سعی بازو خورم / بِه از میده بر خوان اهل کرم (سعدی۱: ۱۴۹).