جلوه
/jelve/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. آشکار کردن؛ ظاهر ساختن.
۲. نمایش دادن.
۳. نمودن خود را به کسی.
۴. زیبایی؛ جاذبه.
۵. (تصوف) تابش انوار الهی بر دل عارف که او را واله و شیدا سازد؛ تجلی.
۲. نمایش دادن.
۳. نمودن خود را به کسی.
۴. زیبایی؛ جاذبه.
۵. (تصوف) تابش انوار الهی بر دل عارف که او را واله و شیدا سازد؛ تجلی.