26 فرهنگ

تامل

/ta'ammol/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. اندیشه کردن؛ فکر کردن.
۲. درنگ کردن.
۳. دقت کردن در امری.
۴. دوراندیشی.