25 فرهنگ

بر

/bar/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

بار؛ میوه؛ ثمر.
⟨ بر دادن: (مصدر لازم)
۱. بار دادن؛ میوه دادن: ◻︎ پیش از این عمری به باد عشق او بر داده‌ام / بازگشتم عاشق دیدار او، تدبیر چیست؟ (انوری: ۷۸۷).
۲. [قدیمی، مجاز] نتیجه دادن.