بر
/bar/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
بار؛ میوه؛ ثمر.
〈 بر دادن: (مصدر لازم)
۱. بار دادن؛ میوه دادن: ◻︎ پیش از این عمری به باد عشق او بر دادهام / بازگشتم عاشق دیدار او، تدبیر چیست؟ (انوری: ۷۸۷).
۲. [قدیمی، مجاز] نتیجه دادن.
〈 بر دادن: (مصدر لازم)
۱. بار دادن؛ میوه دادن: ◻︎ پیش از این عمری به باد عشق او بر دادهام / بازگشتم عاشق دیدار او، تدبیر چیست؟ (انوری: ۷۸۷).
۲. [قدیمی، مجاز] نتیجه دادن.