بخنو/ba(o)xno[w]/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تندر؛ رعد: ◻︎ چون به بانگ آید از هوا بخنو / می خور و بانگ رود و چنگ شنو (رودکی: ۵۴۶).۲. هرچیز غرنده.