26 فرهنگ

انتصاب

/'entesāb/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. منصوب شدن.
۲. برقرار شدن.
۳. به کاری اقدام کردن.
۴. [قدیمی] برپا خاستن.