ابرام
/'ebrām/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. اصرار کردن؛ پافشاری کردن در امری.
۲. (حقوق) تٲیید حکم یک دادگاه در دادگاه بالاتر یا همارزش.
۳. [قدیمی] استوار کردن؛ استواری.
۴. [قدیمی] به ستوه آوردن.
۵. [قدیمی] تٲیید کردن.
۲. (حقوق) تٲیید حکم یک دادگاه در دادگاه بالاتر یا همارزش.
۳. [قدیمی] استوار کردن؛ استواری.
۴. [قدیمی] به ستوه آوردن.
۵. [قدیمی] تٲیید کردن.