26 فرهنگ

آغوش

/'āquš/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. غلام: ◻︎ مگر نیک‌بختت فراموش شد / چو دستت در آغوش «آغوش» شد (سعدی۱: ۱۷۵).
۲. [مجاز] بنده: ◻︎ ای خواجهٴ ارسلان و آغوش / فرماندهِ خود مکن فراموش (سعدی: ۱۶۰).