آسیمه سر/'āsimesar/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= سراسیمه: ◻︎ آسیمهسار و سرنگون، او از برون، من از درون / او غرق خوی، من غرق خون، او منتظر من محتضر (قاآنی: ۲۸۵).