26 فرهنگ

آستان

/'āstān/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. درگاه.
۲. جلو در؛ کفش‌کن.
۳. [مجاز] دربار و بارگاه: ◻︎ راست شو، تا به ‌راستان برسی / خاک شو، تا به آستان برسی (اوحدی: ۵۶۶).
۴. مقبرۀ امامان و امام‌زادگان.
۵. [قدیمی، مجاز] در حضور پادشاهان و بزرگان.