ظلةلغتنامه دهخداظلة. [ ظِل ْ ل َ ] (ع اِ)سایبان . آله . آله گاه . باران گریز. عالة : چون بت سنگین شما را قبله شدلعنت و کوری شما را ظله شد.مولوی .
ظلةلغتنامه دهخداظلة. [ ظُل ْ ل َ ] (ع اِ) سایه بان . سایه وان . سایبان تنگ که فراخ نباشد. سایه پوش . باران گریز. آله . آله گاه . عالة. || سقف . || اول ابر که سایه افکند بر تو.
ظُلَّةٌفرهنگ واژگان قرآنابري است سايه افکن ، و بيشتر به ابري ظلة ميگويند که عواقب ناگواري داشته باشد - سايبان