غرودلغتنامه دهخداغرود. [ غ َ ] (ص ) دختری را گویندکه به شرط بکارت به شوهر دهند و دوشیزه نباشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). زنی را گویند که به شرط دوشیزگی عروس کنند و دوشیزه نباشد.
غرودکلغتنامه دهخداغرودک . [ غْرُ / غ ُ رُ دِ ] (اِخ ) تلفظ ترکی از گرودک . (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به گرودک شود.
غر دادنلغتنامه دهخداغر دادن . [ غ ِ دَ ] (مص مرکب ) جنباندن جزء یا تمام بدن از روی ناز. (فرهنگ نظام ). قر دادن . رجوع به قر و قر دادن شود.
غرودنچلغتنامه دهخداغرودنچ . [ غْرُ / غ ِ رُدِ ] (اِخ ) تلفظ ترکی از گرودنز . (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به گرودنز شود.
غرودنولغتنامه دهخداغرودنو. [ غْرُدْ / غ ُ رُدْن ُ ] (اِخ ) تلفظ ترکی از گرودنو . (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به گرودنو شود.
غرودهلغتنامه دهخداغروده . [ ؟ دَ ] (اِخ ) ناحیه ای است در آلبانی که میان ناحیه ٔ قلمنتی و پود غوریچه و در حدود قره طاغ واقع است . کوه قاقاریقه در جنوب آن و قله ٔ این کوه و مجرای