غدرةلغتنامه دهخداغدرة. [ غ َ دَ رَ ] (ع اِ) غُدرة. غُدارة. (اقرب الموارد). غِدرة. (منتهی الارب ) (تاج العروس ). ج ،غدرات . || واحد غدر. (اقرب الموارد). غدرةمثل غَدَر است . (منته
غدرةلغتنامه دهخداغدرة. [ غ ُ رَ ] (ع اِ) آنچه پس گذارند آن را. ج ، غُدرات . (منتهی الارب ). ج ، غُدرات ، غِدرات . (اقرب الموارد). غدرة. غدارة. رجوع به غُدرات و غِدْرات و غُداره
غ-درةلغتنامه دهخداغ-درة. [ غ ِ رَ ] (ع اِ) غُدرة. (منتهی الارب ). غُدارة. غَدَرة. ج ، غِدرات . (تاج العروس ).
غدرلغتنامه دهخداغدر. [ غ َ ] (اِ) جیبه ٔ جامه . (برهان ) (جهانگیری ). جبه و جامه ٔ رزم است که در هند متعارف بوده و آن را غدرک نیز گفته اند. (آنندراج ) (انجمن آرا). گدر. گدرک .
غدرلغتنامه دهخداغدر. [ غ َ ] (اِخ ) دهی است به انبار. (منتهی الارب ). از قرای انبار است . (معجم البلدان ). شهری است به انبار و به گفته ٔ مالینی احمدبن محمدبن الحسین الغدری بدان
جغدرلغتنامه دهخداجغدر. [ ج ُ دَ] (اِخ ) دهی است از دهستان سیاهو بخش مرکزی بندرعباس و 7هزارگزی شمال باختر راه مالرو سیاهو - قلعه قاضی . کوهستانی و گرمسیر است و 250 تن سکنه دارد.