غارتگریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، حرص، مالپرستی، طمع، شره، آز اشتها نزولخواری، خست غصب، غارت، مصادره▲ گروکشی
غارت گریلغتنامه دهخداغارت گری . [ رَ گ َ ] (حامص مرکب ) دزدی . دزدی کردن . به غارت بردن . چپاول کردن . یغما کردن . به یغما بردن . به تاراج بردن . چپو کردن .
غارتلغتنامه دهخداغارت . [رَ ] (ع اِمص ) غارة. تاراج . چپو. چپاول . تالان . چپو کردن . به چپاول بردن . تالان کردن . ج ، غارات . تاخت و تاراج و نهب و ریسمان نیک بافته . || (ص ) تا
غارتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی اراج، چپاول، یغما، چاپ، چپاو تصرف، اشغال، عدم مالکیت غنیمت ◄ غنایم مالیات مصادره، غارتگری