غزةلغتنامه دهخداغزة. [ غ َزْ زَ ] (اِخ ) شهری است به فلسطین ،و امام شافعی رحمةاﷲ علیه در آن متولد شد و هاشم بن عبدمناف جد نبی (ص ) در شهر مزبور درگذشت ، و این نام را مطرودبن کع
غزةلغتنامه دهخداغزة. [ غ َزْ زَ ] (اِخ ) ریگ توده ای است به بلاد بنی سعد. (منتهی الارب ). ریگ توده ای در بلاد بنی سعدبن زید مناةبن تمیم است و در آن آبگیرهای بسیار و درخت خرما پ
غزةلغتنامه دهخداغزة. [ غ َزْ زَ ] (اِخ ) شهری است به افریقیه . (منتهی الارب ). شهری در افریقیه است که ازقیروان سه روز فاصله دارد، و قافله هایی که الجزائر را قصد کنند در آنجا فر
غزوةلغتنامه دهخداغزوة. [ غ َزْ وَ ] (ع اِ) یکی غزو. جنگ کردن با دشمن و در پی جنگ و غارت اوگردیدن . (از آنندراج ). غزوة اسم مرة از غزو است . ج ،غَزَوات . (تاج العروس ) (اقرب المو
غزوه ٔ عسرةلغتنامه دهخداغزوه ٔ عسرة. [ غ َزْ وَ ی ِ ع ُ رَ] (اِخ ) یا غزوه ٔ تبوک . رجوع به تبوک و عسرة شود.
غزوه ٔ قرارةالکدرلغتنامه دهخداغزوه ٔ قرارةالکدر. [ غ َزْ وَ ی ِ ق َ رَ تُل ْ ک ُ ] (اِخ ) یا غزوه ٔ قرقرة بنی سلیم و غطفان ، یا غزوه ٔ قرقرةالکدر. رجوع به قرارةالکدر و قرقرةالکدر و قرقرة بنی
غزوه ٔ غابةلغتنامه دهخداغزوه ٔ غابة. [ غ َزْ وَ ی ِ ب َ ] (اِخ ) یا غزوه ٔ ذی قَرَد. رجوع به ذی قرد و غابة شود.
غزوه ٔ قرقرةالکدرلغتنامه دهخداغزوه ٔ قرقرةالکدر. [ غ َزْ وَ ی ِ ق َ ق َ رَ تِل ْ ک ُ ] (اِخ ) رجوع به قرقرةالکدر شود.