سمعک دوشاخهY-cord hearing aidواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سمعک جیبی که خروجی تقویتکنندۀ آن با یک سیم Yشکل به هر دو گوش هدایت میشود
غژگاولغتنامه دهخداغژگاو. [ غ َ ] (اِ مرکب ) به معنی غژغاو است که گاو قطاس باشد و بحری قطاس همان است . (برهان قاطع). نوعی از گاو است که از دم آن پرچم علم و مگس ران سازند، و آن قسم
غژاکلغتنامه دهخداغژاک . [ غ َ ] (اِ) بوی ناخوش و گنده که از دهان برآید، و آن را غشاک به شین معجمه نیز گفته اند. (آنندراج از فرهنگ فرنگ و کشف اللغات ). رایحه ٔ بد به طور مطلق . (
غژگالغتنامه دهخداغژگا. [ غ َ ] (اِ مرکب ) به معنی غژغا است که گاو خطایی باشد و به رومی قطاس گویند. (برهان قاطع). مخفف غژگاو است . غژغاو. غژغا. کژگاو. کژگا. کژغا و... (برهان قاطع
اژغلغتنامه دهخدااژغ . [ اَ ] (اِ) شاخه هائی را گویند که از درخت بریده باشند و بعربی جلمه خوانند. (برهان قاطع). آژغ . (فرهنگ ناصری ). ازغ . ازگ . ستاک . و رجوع به ازگ شود. || شو
کاژغونهلغتنامه دهخداکاژغونه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا ولایت بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر، واقع در 6هزارگزی خاور کاشمر و 4هزارگزی جنوب شوسه ٔ عمومی مشهد، جلگه و معتدل و دارای
سمعک دوشاخهY-cord hearing aidواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سمعک جیبی که خروجی تقویتکنندۀ آن با یک سیم Yشکل به هر دو گوش هدایت میشود