عرض نقطهordinate of a point, y-coordinate of a point, y-coordinateواژههای مصوب فرهنگستانمختص y (عمودی) یک نقطه (y وx) در دستگاه مختصات قائم متـ . عرض
سمعک دوشاخهY-cord hearing aidواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سمعک جیبی که خروجی تقویتکنندۀ آن با یک سیم Yشکل به هر دو گوش هدایت میشود
يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْفرهنگ واژگان قرآنسرو رويشان را با جامه خود ميپوشانند (عبارت "أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُس
بیاییدگویش خلخالاَسکِستانی: bâya دِروی: bâ.[y].a شالی: bây.a کَجَلی: bâ.yâ.rân کَرنَقی: bâyâ کَرینی: bâyâ کُلوری: bâya گیلَوانی: bâya لِردی: bâyâ
کی آرمینواژهنامه آزاد/ke(a)y ārmin/ آرمین. || (اَعلام) یکی از برادران کاووس و پسر کی. نام چهارمین پسر کیقباد.
کیآرمینفرهنگ نامها(تلفظ: ke(a)y ārmin) (= آرمین) ، ← آرمین ؛ (در اعلام) یکی از برادران کاووس و پسر کی ؛ نام چهارمین پسر کیقباد.
کیمنشفرهنگ نامها(تلفظ: ke(a)y maneš) صاحب طبع شاهانه ، شاه طبیعت ، بزرگ منش ؛ (در اعلام) به قول ابوریحان کی منش پسر کیقباد و جد کی لهراسب بوده است.
کینازفرهنگ نامها(تلفظ: ke(a)y nāz) (کی + ناز (افتخار ، فخر ، تفاخر)) ؛ به معنی موجب افتخارِ پادشاه و بزرگان .