سمعک دوشاخهY-cord hearing aidواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سمعک جیبی که خروجی تقویتکنندۀ آن با یک سیم Yشکل به هر دو گوش هدایت میشود
غوغاییفرهنگ مترادف و متضادرزمآور، غوغاطلب، غوغاگر، فتنهانگیز، ماجراجو، مفسدهجو، واقعهطلب ≠ سلیم، مصلح
غوغاییلغتنامه دهخداغوغایی . [ غ َ / غُو ] (ص نسبی ) هنگامه ساز و فتنه انگیز. (ناظم الاطباء). آنکه فتنه جوید و فساد انگیزد. شرطلب . شرانگیز. فتنه انگیز.آشوبگر. رجوع به غوغا و غوغاء
بازاریابی غوغاییbuzz marketingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بازاریابی برای فروش کالا که در آن افراد ترغیب به صحبت دربارة کالا، بهویژه در شبکة اینترنت میشوند
غَولغتنامه دهخداغَو. [ غ َ وِن ْ ] (ع ص ) شتربچه ٔ ناگواردکرده ٔ تخمه زده . (منتهی الارب ). شتربچه ٔ از شیر بازگرفته که تخمه زند و اندرون وی فاسد شود بسبب شیرخواری ، یا آنکه از
غولغتنامه دهخداغو. [ غ َ / غ ِ ] (اِ) نعره کشیدن . (فرهنگ اسدی ). نعره . (فرهنگ اسدی نخجوانی ). بانگ .فریاد. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). صدای سخت بلندباشد مانند فریادی که ب
کَغْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی کال ، نارس ، نرسیده ، بی مزه - به آن در گویش گنابادی کَکْ هم گویند.
جِغْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی صدا ، صدا کردن ، فریاد ، گریه ، یادآوری کردن ، دنبال کسی رفتن برای رفتن با هم به جایی یا دنبال کاری
سمعک دوشاخهY-cord hearing aidواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سمعک جیبی که خروجی تقویتکنندۀ آن با یک سیم Yشکل به هر دو گوش هدایت میشود