غوشتلغتنامه دهخداغوشت . (ص ) برهنه ٔ مادرزاد. (فرهنگ اسدی ) (برهان قاطع). برهنه بود چون مادرزاد. (فرهنگ اسدی نخجوانی ) (فرهنگ اوبهی ). برهنه ، ابوحفص سغدی به حذف تا آورده است ،
غوشتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبرهنه؛ لخت مادرزاد: ◻︎ شد به گرمابه درون یک روز غوشت / بود فربی و کلان و خوبگوشت (رودکی: ۵۳۳).
مسوغ گشتنلغتنامه دهخدامسوغ گشتن . [ م ُ س َوْ وَ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) مسوغ گردیدن . و رجوع به مسوغ گردیدن شود.
شتربالوغلغتنامه دهخداشتربالوغ . [ ش ُ ت ُ ] (اِ مرکب ) پشکل شتر. (ناظم الاطباء). شتربلوک . شترپلوک . (فرهنگ شعوری ج 2 ص 151).
از دست دادنگویش خلخالاَسکِستانی: da.gənəst.e دِروی: da.gənəs.en شالی: das barkard.an کَجَلی: dast.ku de.y.an کَرنَقی: dast.ək d.an کَرینی: das bar kard.an کُلوری: das bar.kard.an گی