عرض نقطهordinate of a point, y-coordinate of a point, y-coordinateواژههای مصوب فرهنگستانمختص y (عمودی) یک نقطه (y وx) در دستگاه مختصات قائم متـ . عرض
سمعک دوشاخهY-cord hearing aidواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سمعک جیبی که خروجی تقویتکنندۀ آن با یک سیم Yشکل به هر دو گوش هدایت میشود
غوشلغتنامه دهخداغوش . (اِ) چوبی است سخت که سپاهیان سلاح ، و خنیاگران زخمه سازند. (فرهنگ اسدی ). چوبی است سخت که از آن خنیاگران زخمه ، و زنان دوک و سپاهیان تیر سازند. (نسخه ٔ دی
غوشلغتنامه دهخداغوش . [ غ َ ] (معرب ، اِ) (مأخوذ از فارسی ) نام درختی است که چوب آن سخت است و از آن ابزار موسیقی میسازند. در فارسی غوش به ضم غین است . رجوع به دزی ج 2 ص 231 و
غوشفرهنگ انتشارات معین(اِ.) = گوش : 1 - گوش ، اذن . 2 - جایی از آلات موسیقی ذوات الاوتار که روده یا سیم بدان بندند.
کی آرمینواژهنامه آزاد/ke(a)y ārmin/ آرمین. || (اَعلام) یکی از برادران کاووس و پسر کی. نام چهارمین پسر کیقباد.
کیآرمینفرهنگ نامها(تلفظ: ke(a)y ārmin) (= آرمین) ، ← آرمین ؛ (در اعلام) یکی از برادران کاووس و پسر کی ؛ نام چهارمین پسر کیقباد.
بیاییدگویش خلخالاَسکِستانی: bâya دِروی: bâ.[y].a شالی: bây.a کَجَلی: bâ.yâ.rân کَرنَقی: bâyâ کَرینی: bâyâ کُلوری: bâya گیلَوانی: bâya لِردی: bâyâ
آب دادنگویش خلخالاَسکِستانی: âv due دِروی: âv (â)dân شالی: âv dân کَجَلی: ow de.y.an کَرنَقی: ow (â)dan کَرینی: âv (â)dân کُلوری: âv (â)dân گیلَوانی: âv dâr.i لِردی: ov âdiy.an