طغرائیلغتنامه دهخداطغرائی . [ طُ ] (اِخ ) عزیزالدین ، افضل الممالک ابوالفتوح علی بن فضل اﷲ الطغرائی . در تتمه ٔ صوان الحکمة، این عنوان را در ضمن ترجمه ٔ نجیب الدین ابوبکر طبیب نیش
طغرائیلغتنامه دهخداطغرائی . [ طُ ] (اِخ ) قوام الملک . طغرائی . ممدوح الاجل بدرالدین شرف الشعراء القوامی الرازی . (لباب الالباب ج 2 ص 236).
طغرائیلغتنامه دهخداطغرائی . [ طُ ] (اِخ ) یاقوت آرد: حسین بن علی بن محمدبن عبدالصمد الاستاد، مؤیدالدین ، ابواسماعیل الاصبهانی ، المعروف بالطغرائی . کلمه ٔ طغرائی منسوب به کسی است
حسین طغرائیلغتنامه دهخداحسین طغرائی . [ ح ُ س َ ن ِ طُ ] (اِخ ) ابن علی بن محمدبن عبدالصمد اصفهانی لیثی صاحب «لامیةالعجم ». متولد 453 هَ . ق . / 1061 م . مقتول 513 هَ . ق . 1119/م . به
کاتب طغرائیلغتنامه دهخداکاتب طغرائی . [ ت ِ ب ِ طُ ] (اِخ ) حسین بن علی بن محمدبن عبدالصمد اصفهانی ملقب به فخرالکتاب رجوع به طغرائی حسین در همین لغت نامه و ریحانة الادب ج 3 ص 333 شود.
طوغرائیلغتنامه دهخداطوغرائی . (اِخ ) ده کوچکیست از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در 52 هزارگزی شمال باختری رفسنجان در کنار راه مالرو رفسنجان به بافق با 37 تن سکنه . (فرهنگ جغرافیائی ا
طغرافرهنگ مترادف و متضاد۱. فرمان، منشور، حکم ۲. نشان صدوراحکام و فرامین ۳. خطی تزیینی ۴. نشان، علامت، مهر ۵. واحد (سند، نامه)