طفولیتلغتنامه دهخداطفولیت . [ طُ لی ی َ ] (ع اِمص ) کودکی . بچگی . صباوت . خردسالی . صبا : از عصر طفولیت به زمان شباب رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 397). او در سن طفولیت ... موسم ض
عالم طفولیتلغتنامه دهخداعالم طفولیت . [ ل َ م ِ طُ لی ی َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حالت بچگی . (ناظم الاطباء).
طفلغتنامه دهخداطف . [ طَف ف ] (ع اِ) طف المکوک و الاناء؛ پُری پیمانه تا سر آن . (منتهی الارب ). پُری پیمانه تا اطراف پیمانه . (منتخب اللغات ). || آنچه بر سر پیمانه باشد بعد پُ
طفلغتنامه دهخداطف . [ طَف ف ] (ع مص ) برداشتن چیزی را به پای یابه دست . || نزدیک شدن چیزی به کسی . || بستن پای ناقه . (منتهی الارب ). ببستن دست و پای ناقه . (زوزنی ). || خذ ما
طفلغتنامه دهخداطف . [ طَف ف ](اِخ ) موضعی است نزدیک کوفه و هر زمین عرب که مشرف بر زمین آبادان عراق است و منه حدیث مقتل الحسین رضی اﷲ عنه انه یُقتل بالطف و هو موضع بکربلاء سمی
فرایند تصادفیstochastic processواژههای مصوب فرهنگستانخانوادهای مانند {Xt} از متغیرهای تصادفی، که در آن t در یک مجموعه مانند T تغییر کند
پایانۀ مرکبcomplex codaواژههای مصوب فرهنگستانپایانهای که از بیش از یک همخوان تشکیل شده باشد، مانند /xt/ در واژۀ «رخت» /raxt/